تبليغاتX
یا خ.الی و یا ل.بریز - غذای روح!
تا نیمه چرا ای دوست؟ لاجرعه مرا سرکش... من فلسفه ای دارم...

 

*وقتی برام کتاب هدیه میارن خوشحال میشم... برای این که فکر میکنم اغلب داشتن یه کتاب بهتر از نداشتنشه... یعنی حتی اگه بدرد یه بار خوندن بخوره خوبه که مال خود آدم باشه... اما بیشتر وقتی خوشحال میشم که ببینم مطابق سلیقه و علاقه امه. چند وقت پیش یه کتاب از "استفنی مه یر" هدیه گرفتم. خیلی شکیل و جذاب بود... همون چند صفحه اول رو که خوندم دیدم قضیه دراکولا و ایناست و خون آشام های جاویدان که یه پسر از این خانواده عاشق یه دختر معمولی میشه و اینا... راستش من اصلا ظرفیت دیدن فیلم ترسناک رو ندارم. کتاب که بدتر هم هست چون بدترین ها رو مجسم میکنی و کلی هم توش غرق میشی و خدا میدونه چند وقت هم طول بکشه... این شد که با کلی شرمندگی توضیح دادم و فهمیدم میتونم برم عوضش کنم... رفتم اونجا برای فروشنده توضیح دادم و بهم گفت فقط این بار! این کار رو میکنه و عوضش میکنه. به جاش دو تا کتاب برداشتم و "شوهر آهو خانوم" و یه کتاب هم از براتیگان عزیزم. "صید قزل آلا در آمریکا" اولی رو به اصرار فروشنده و دومی رو به خاطر خودم. کلی هم پیاده شدم ولی وقتی برگشتم خونه و خلاصه اون رمان ایرانی رو خوندم متوجه شدم که قبلا خوندمش. فقط خدا میدونه چقدر خورد تو ذوقم و چقدر حس بدی بهم دست داد. حالا هر شب یکی دو تا از داستان های براتیگان رو میخونم اما مدام فکر میکنم که چرا حواسم رو درست جمع نکردم و انگار هر بار که یکی از اون داستان ها رو میخونم داغ دلم تازه میشه!

*این دختر خاله ی ما، یه عبارت داره که راه و بیراه استفاده میکنه و یه جورایی همه با این جمله میشناسنش اونم اینه: عاشقتم! لحنشم موقع گفتن این کلمه منحصر به فرده. جوری که ممکن نیست یادت بره. روز تولد آتیش پاره اونقدر اینو استفاده کرده بود که وقتی هفته ی بعد قرار شد بیاد خونمون به بچه ها که گفتم همه میپرسیدن عاشقتم میخواد بیاد؟! حالا بهش میگم اینجا و تو دنیای مجازی استفاده نکن یه وقت فکر میکنن راست میگی! گوش نمیده رفتم دیدم تو چهار تا پستش آخر سه تاش نوشته عاشقتونم! امان از این دهه ی شصتی ها!

*من حتی نمیتونم رویه ی شیر آب رو در بیارم تا دل و روده اش رو ببینم! چطور فکر کردم که میتونم خودم انجامش بدم؟! دیروز رفتم بالا سرش و هی بهش نگاه کردم. ضربه زدم اینور و اونورش کردم! دست آخر بهش گفتم شیر خوبی باش و خودت بگو چیکارت کنم؟ حتی یه جورایی التماس هم کردم که آبروی منو نبره و دربیاد!! اما نمیدونم چرا جوابم رو نمیده. احتمالا شیر دستشوییه ما ضده زنه! چون حتم دارم به محض اینکه زنگ بزنم به این آقای تاسیساتی فوری راهو بهش نشون میده!!

 

پ.ن: چند تا دوست جدید پیدا کرده بودم که یکی دوبار بهم سر زدن و منم یکی دوباری رفتم پیششون حالا چون لینکشون نکردم بهشون دسترسی ندارم... میشه برام کامنت بذارید؟! لطفا؟!

نوشته شده توسط لبریز در ساعت 23:27 | لینک  |